♫ ♩ ♬ ♭ ♮ ♯ ♪ موسيقي صداي احساسات است ♫ ♩ ♬ ♭ ♮ ♯ ♪ ريتم ☩ ساز ☩ آواز ☩ تاريخچه سازها و سبک هاي موسيقي ☩ دانلود آهنگ بی کلام ☩ پخش آنلاين شبکه هاي راديويی ☩ همه چي درباره موسيقي در وبلاگ موسيقي صداي احساسات است ♩ ♬ موسيقي صداي احساسات است ♪ ♫ | موسیقی ملل

♩ ♬ موسيقي صداي احساسات است ♪ ♫

lıllı ((((|̲̅̅●̲̅̅|̲̅̅=̲̅̅|̲̅̅●̲̅̅|)))) lıllı

فرهنگ و موسیقی

فرهنگ و موسیقی

اغلب فرهنگ‌هاى پيشرفته موسيقى بومي و محلي مختص به نواحي مختلف جغرافياي خود را دارند. موسيقى همه احتياجات مردم را در خود منعكس مى‌كند و تمام شئون فردى و اجتماعى افراد را تحت تاثير قرار مي‌دهد.در فرهنگ‌هاى اواخر عصر حجر، موسيقیدان شفادهنده‌اى بود كه سلامتى را به انسان بازمى‌گرداند. اين ديدگاه در فرهنگ بسيارى از نقاط جهان و از جمله بخش‌هاى قابل توجهى از ايران ديده مى‌شود. اين بخش از فرهنگ موسيقى احتمالا جزو فرهنگى كلى‌تر بوده كه قدمت آن به دوران حجر مى‌رسد.

 

 در تاريخ‌هاى رسمى هنر از اين‌گونه موسيقى به ندرت ذكر شده است؛ در حالى‌كه بازتاب زندگى عملى و ساده پيشينيان محسوب مى‌شود. موسيقى محلى در قلمرو شاخه‌اى يا گونه‌اى از فرهنگ و هنر قرار مى‌گيرد كه به آن فرهنگ عامه مى‌گويند. از ويژگى‌هاى موسيقى بومي، سادگى و بى‌پيرايه بودن آن است. در موسيقى بومى يا محلى ايران از يك‌سو نقش هنرهاى اوليه، باورها، احساسات و به‌طوركلى زندگى گذشتگان را مى‌توان بازيافت و از سوى ديگر جلوه‌هاى طبيعت را جزو اصلى موسيقى محلى ايران را ترانه‌ها تشكيل مى‌دهند. در بسيارى از اين ترانه‌ها يادى از افسانه‌ها و داستان‌هاى آشناى محلى شده است.

 

در روزگاران گذشته بين شعر و موسيقى پيوندى بسيار عميق و استوار وجود داشته است. با آن‌كه موسيقى محلى به مناسبت نامش چنين به نظر مى‌رسد كه در هر محلى بايد رنگ و بوى مخصوص به‌خود داشته باشد و در بسيارى از موارد همين‌طور است؛ اما پژوهش هاى انجام شده نشان مى‌دهد كه در عين حال با داشتن چنين ويژگي، بين موسيقى بومى نقاط مختلف ايران، شباهت‌هايى وجود دارد. از ويژگى‌هاى موسيقى محلى در ايران كارآيى آن در مراسم مذهبى است. بنابر آنچه در تاريخ آمده مغلها در دوره هخامنشى نيايش‌هاى خود را با آهنگ مى‌خوانده‌اند.

 

موسيقى‌سازى به قدر موسيقى آوازى محلى نتوانسته رشد كند؛ چون موسيقى آوازى از لحاظ تاريخى مقدم بوده و بشر به آسانى توانسته در هر شرايطى يا در هر مكانى آواز بخواند؛ اما سازها در مراحل پيشرفته‌تر تمدن و به‌تدريج ساخته شده‌اند و سپس مورد استفاده قرار گرفته‌اند. سازهاى بومى و محلى به‌دليل باقى ماندن ساختار اوليه و اصيل آنها يا لااقل مقدار زيادى از آن ويژگى‌ها در حد خود به شناخت سازشناسى و در نتيجه تاريخ موسيقى ايران كمك مى‌كنند.

 

آذري

موسيقي آذربايجاني به موسيقي سنتي مردم آذربايجان اطلاق مي‌شود. هنرمندان آذربايجاني با خلاقيت خود، موسيقي منحصربه‌فردي را مي‌آفرينند. كساني كه اين نوع موسيقي را به‌همراه سروده‌هاي خود به‌زبان تركي آذربايجاني مي‌خوانند، عاشيق خوانده مي‌شوند. عاشيق‌ها در وصف آذربايجان و دلاوري‌هاي بزرگان آن، در مراسم جشن و عزاداري، سروده‌هاي زيبايي را به‌همراه موسيقي آذربايجاني مي‌خوانند و مورد توجه مردم قرار مي‌گيرند.

 

موسيقي آذربايجاني از دو نوع يا شاخه اصلي تشكيل شده كه از لحاظ تقسيم‌بندي موسيقايي منشأ و حالت‌هاي مختلفي دارند. معمولاً نوع سازهاي موسيقي آذربايجاني، خاستگاه و دوستداران اقسام موسيقي با هم تا حدي متفاوتند، هرچند بسياري دوستدار هردو هستند. تعداد بسياري از موسيقيدانان آذربايجان با آشنايي به هردو نوع از اين موسيقي‌ها توانسته‌اند آثار هنري بزرگي در قالب اپرا‌ها، موسيقي سمفونيك و موسيقي براي باله خلق كنند.

 

تركمن

اين منطقه در شمال شرقى كشور قرار گرفته و مازندران شرقى و قسمتى از خراسان را شامل مى‌شود؛ ناحيه وسيعى است محدود به مرزهاى تركمنستان شوروى از شمال، شهرستان بجنورد از شرق، درياى خزر از غرب و كوه البرز از جنوب.  اوغوزها به هنگام حركت از غرب چين و جنوب مغولستان به سمت آسياى ميانه، خنياگران دوره‌گردى را با خود داشتند كه«اوزان» ناميده مى‌شدند. اوزان كارشان ريشه عميقى در شمن‌گرايى داشت، نوعى پرخوانى (موسيقى‌درمانى / جادو پزشكي) مى‌كردند.

 

آنها خالق و پايه‌گذار تمامى آثار بنيادى موسيقى ترك‌زبانان هستند كه از انواع غنى موسيقى در نوع خود است. امروزه اخلاف اوزان را در تركمن صحرا «باغشي» (بخشي) مى‌نامند. موسيقى بزرگ‌ترين وسيله بيان و خواست‌هاى تركمن بوده و هست و شايد به همين دليل موسيقى تركمنى از تجريدى‌ترين و پيچيده‌ترين انواع موسيقى محلى در ايران است.

 

موسيقى و فرهنگ تركمن پابه‌پاى مردم آن، از قديم و به‌ويژه طى چند دهه اخير دستخوش تاخت و تاز و دستبرد زمانه بوده است. اين موسيقى يكى از اصيل‌ترين و بكرترين و در عين حال ناشناخته‌ترين موسيقى‌هاى ملل جهان است. در اين منطقه موسيقى و زندگى به يگانگى زيبايى دست يافته است. در نتيجه شتاب دگرگونى‌ها و نيز وسايل ارتباط جمعي، از اهميت بخشى‌ها كاسته شد و اين سنت ديرپا رو به انزوا رفت و اين نوع موسيقى سنتى و نمايشى به فراموشى سپرده شد و از يادها رفت. سازهاى موسيقى تركمن شامل دو تار، كمانچه و نى مى‌باشد كه نى خود انواعى دارد.

 

هرمزگان

تاريخ موسيقى اين منطقه به دوران برده‌فروشى و تجارت انسان در اين ناحيه برمى‌گردد كه توسط سياهان اجرا مى‌شد. با گذشت زمان اين موسيقى از محيط جديد الهام گرفت و رنگ و بوى بومى به خود گرفت و موسيقى منطقه نوار ساحلى جنوب متولد شد. سازهاى اوليه سياهان در بندرعباس را ليوا مى‌گفتند كه شامل دهل‌هاى بزرگ و نوعى ساز بادى بود و در مراسم شادى و رقص‌هاى خنجر و رقص ليوا استفاده مى‌شد. سازهاى ديگرى كه به مرور زمان متداول شدند شامل كلم (قلم - ني)، دهل، پيپه و كسر بود.

 

در مناطق مختلف اين استان موسيقى‌ها متفاوت بود. نوعى مراسم آيينى در اين نوايح برگزار مى‌شود كه توسط آن بيماران مبتلا به ناراحتى‌هاى روحى معالجه مى‌شوند كه نوعى موسيقى درمانى است. موسيقى«زار» با ديگر اشكال موسيقى در بنادر جنوب كاملاً متفاوت است و نوازندگان آن هم افراد خاصى هستند.

 

حضور فرهنگ و موسيقى آفريقا در كل موسيقى هرمزگان و آداب و رسوم و موسيقى«زار» بسيار مشهور است. در اين مراسم گاه آهنگ‌هايى به سبك موليواري، هندى و آفريقايى به گوش مى‌رسد. سازهاى هرمزگان عبارتند از: سورنا، قلم جفتي، جوره، گپ دُهل (مارساز)، تمپك (تمبك)، دهل، كسِر، پيپه و سمّا.


بوشهر

بخش مهمى از موسيقى منطقه بوشهر را نوحه‌ها و آوازهاى مراسم عزادارى تشكيل مى‌دهد. سينه‌زنى در بوشهر هميشه با آواز توأم است. اجراى‌سنج و دمام براى خبر كردن مردم براى انجام مراسم سينه‌زنى انجام مى‌گيرد. بوق وظيفه هماهنگى را ميان دو دسته مختلف به‌عهده دارد. شروع نواختن با بوق است و ختم مراسم دمام نيز با بوق انجام مى‌گيرد. محلات مختلف بوشهر در ارتباط با مراسم‌ ‌سنج و دمام تعصب زيادى دارند و اجازه نمى‌دهند فرد غريبه‌اى در نواختن‌ سنج و دمام شركت كند.

 

«سُبالو» يكى از فرم‌هاى موسيقى محلی بوشهر است. اين آواز همراه با دايره و نيز خوانندگانى كه دايره‌وار نشسته‌اند اجرا مى‌شود. ظاهراً سُبالو متاثر از موسيقى آفريقا و عرب بوده است. نوع ديگر «يزله» است كه همراه با دست زدن انجام مى‌شود و ملودى بيش از متن داراى اهميت است. «شروه» فرم ديگرى از موسيقى بوشهر است كه متن آن اشعار مولاناست. اين نوع هنوز هم در دشتستان، موطن اصلى‌اش وجود دارد.

 

ترانه‌هاى امروزى بوشهر بيش‌تر از دو شاعر معروف محلى يعنى فايز و مفتون است. از مقام‌هاى سازى موسيقى بوشهر يكى«حاجيوني» است و ديگرى «مولودي». در مولودى نوعى حركت مخصوص دسته‌جمعى وجود دارد و در روزهاى ‌ويژه اى مثل اعياد مذهبى اجرا مى‌شود. نوع ديگر از موسيقى بوشهر كه بانى انبان و دايره اجرا مى‌شود، «چوبى چهار دستماله» است. در اين نوع، نوازندگان هنگام نواختن با حركات منظم پا به شكل خاصى دايره‌وار حركت مى‌كنند و حول يك محور مى‌چرخند.

 

معمولاً چند رقصنده زن در ميان دايره با حركاتى خاص رقص سنگينى را اجرا مى‌كنند، كه فضاى خاصى به وجود مى‌آورد. اين مقام امروز، در ميان كولى‌هاى بوشهر رايج است.«شكي» نيز موسيقى مراسم شادى است كه بانى انبان يا نى جفتى همراه با دمام يا دايره اجرا مى‌شود و با دست زدن همراه است. «بندري» از آهنگ هاى سازى منطقه بوشهر است كه ريتمى تند دارد و مخصوص رقص است. سازهاى بوشهر عبارتند از: نى‌انبان، نى جفتي، نى تكي، بوق، دمام و سنج.

 

بلوچي

بلوچستان ايران در جنوب شرقى ايران و در جنوب غربى بلوچستان پاكستان و افغانستان قرار دارد. موسيقى بخش جدايى‌ناپذير زندگى مردم بلوچ است. طى ساليان دراز بلوچستان و هند تاثير و نفوذ متقابل فرهنگى داشته‌اند و همچنين موسيقى بلوچى از تاثيرات فرهنگ‌هاى مناطق مختلف دور نبوده است.

 

موسيقى بلوچ انواعى دارد كه هر يك مربوط به بخشى از زندگى مردم بلوچ مى‌شود كه عبارتند از: سوت، ليلو، لاروششگاني، شپتاگي، سپت، وربت، لارو، هالو، نازنيك، ذهيروك، ليكو، كردي، موتك، گوات، امبا، دمال و مالِه و شئز. اين انواع مربوط به مواردى چون تولد نوزاد، مراسم عروسي، يا بيان داستان‌هاى حماسى و عشقي، تاريخى و اجتماعى يا در بيان غم و اندوه و حتى درمان اجرا مى‌شود. سازهاى بلوچستان شامل سرود يا قيچك، رباب، تمبورك، سورنا، دُهُل بزرگ، تيمبورك، دهلك، دهل بزرگ ليوا، دهل مُگرمان، نل (ني)، سما، بينجو، هارموني، شيدى و دونلي.

 

شمال خراسان

شمال خراسان شامل شهرهاى بجنورد، اسفراين، درگز، قوچان و شيروان است. بخش عمده‌اى از ساكنين اين نواحى را مهاجرين كرد و ترك تشكيل مى‌دهند. بخشى از موسيقى شمال خراسان، موسيقى كوهپايه‌اى است. اين نوع موسيقى توأم با فرياد است. در كنار آن، موسيقى جلگه و دشت قرار دارد كه ملايم‌تر و درونى‌تر است. موسيقى‌الله مزار، اناركي، دوقرسه، و هراى موسيقى اين نواحى است. هنرمندان موسيقى در اين مناطق، عاشق‌ها و بخشى‌ها و لوطى‌ها هستند.

 

عاشق‌ها قديمى‌ترين هنرمندان اين منطقه‌اند كه نوازندگان سازهاى سورنا، دهل، كمانچه، قشمه و دياره‌اند و از رقصندگان بزرگ شمال خراسانند. بخشى‌ها نوازندگان دوتار، آوازخوان و داستان‌سرا بوده‌اند. در روايات عاميانه، «بخشي» فردى استثنايى است كه خداوند به او موهبتى عطا فرموده است. لوطى‌ها پيام‌رسانان جامعه خود بوده‌اند. وسيله آنها يك دايره بوده؛ ممكن بود آنها آهنگ‌هاى رقص را بخوانند يا بنوازند. سازهاى شمال خراسان عبارتند از:

 

دوتار، سورنا، قُشمه (مشابه دونى در كردستان)، كمانچه، دهل، نى و دپ (دف) كرديموسيقي سنتي هر ملتي سينه به سينه ونسل به نسل منتقل مي‌شود و موسيقي كردي تا حد زيادي اصالت ايراني خود را حفظ كرده است و ترانه‌هاي كردي نيز با واقعيت زندگي طوايف كرد پيوند دارد. كردان كه از بازماندگان قوم مادند موسيقي را بسي ارج مي‌نهند و ترانه‌هاي دل‌انگيز كردي و لالاييهاي مادران كرد كه از احساس پاك جانشان مايه مي‌گيرد و در آسمان پر مي‌گشايد تا روح پاك نوزادش را بنوازد موسيقي است

 

و بدينسان موسيقي با تار و پود نوزاد آميخته مي‌شود و جاني تازه به او مي‌بخشد و موسيقي بيانگر زيباترين احساسات يك كرد است. ترديدي نيست كه موسيقي موثر‌ترين وسيله‌اي است براي بيان عواطف و تمنيات دروني انسان و براي همين است كه اكثر كردان در هنگام فراغت به ترانه خواني و سرود خواني مي‌پردازند و به‌ويژه كردان يارسان و ايزدي و زردشتي بسي به موسيقي ارج مي‌نهند و سرودهاي سرانجام و نامه مصحف رش و اوستا را با نواي تنبور مي‌خوانند.

 

در كردستان لهجه‌ها و آداب و رسوم بسيار متفاوتى وجود دارد. آداب و سنن و فرهنگ آنها ريشه در فرهنگ باستانى و آيين اوستا دارد؛ به‌طوريكه اعياد ملى - مذهبى ايران باستان مثل مراسم آتش‌افروزى نوروز و... را پس از گرويدن به اسلام و حتى مسلك‌ها و فرقه‌هاى درويشى و تصوف بيش از نقاط ديگر ايران حفظ كرده و به آنها توجه دارند.

 


در فرقه على‌اللهي، اجراى موسيقى با بيان اشعارى هجايى در وصف على (ع) و فضايل انسانى او و ساير پيروان اهل حق در مى‌گيرد، كه معمولاً در اماكن خاصى انجام مى‌شود. در اين اماكن، همراه نغمه تنبورها مى‌خوانند و گاه گريه سر مى‌دهند و به كردار نيك، پندار نيك و گفتار نيك ارج مى‌نهند.  در طريقه قادريه، شب‌هاى سه‌شنبه و جمعه در تكايا و خانقاه‌ها مراسم ذكر و تليله دارند كه با موسيقى عرفانى و طنين دف‌ها همراه است.

 

اخيراً دف دراويش در تنبور‌نوازى اهل حق رسوخ كرده است. رهبران طريقت قادريه و نقش‌بندى جز دف و نى همه سازها را بر پيروان خود حرام و برخى را مكروه دانسته‌اند. نغمه‌هاى غيردينى با سورنا و دهل و دوزله در مراسم شادى اجرا مى‌شود. نغمه‌ها حالت غنايى و عاشقانه و توأم با شوخى و مزاح با نوعى لطيفه‌سرايى است. با سورنا، دوزله و نرم‌ناى همه نوع آهنگى را مى‌نوازند. نغماتى چون: حيران، گريان، زنگي، شلان، سه جار و...

 

يك ساز مهم منطقه كردستان شمشال است كه در واقع نى چوبانى كردستان است و از فلز ساخته شده و در همه جا به‌كار مى‌رود. سورنا، دوزله، نرم‌ناى و دف نيز از سازهاى اين مناطق است. اما سازهاى خانقاه، دف و طاس است. به‌طوركلى موسيقى كرد از نظر قدمت شامل دو گروه است؛ يك نوع موسيقى باستانى است با عناوينى چون موره، هوره، لوره، چوبى و نغمه‌هاى سماعى - سنتى و نوعى ديگر نغماتى است از قبيل مقام‌الله ويسي، مقام كوچه باغي، محمد مسگرى و ترانه‌هاى ملوديك با اشعار هجايي.

 

نوع ديگرى نيز از موسيقى در كردستان وجود دارد كه بيت‌خوانى گفته مى‌شود، كه نغمه‌اى ساده و بدون وزن و قافيه منظم است كه در بيان جنگ سرداران و بزرگان دينى و آيينى و ملى اجرا مى‌شود. از آهنگ‌هاى اصلى اين منطقه مى‌توان چهاربيتي، دوبيتي، غريبي، نجما، سرحدي، نوايي، مقوم‌الله و... را نام برد.

 

كرمانشاهان

موسيقى در فرهنگ اين ناحيه، مقام والايى دارد و تنوعى كه در كمتر منطقه‌اى به چشم مى‌آيد، موسيقى كردى موسيقى خواص نيست و در شادي، عزا، حماسه و معالجه به‌كار مى‌رود. انواع موسيقى كرمانشاهان عبارتند از: موسيقى تنبور كه قر‌ن‌ها پيش از اسلام حضور داشته و در بين علويان كوهپايه‌اى زاگرس عموميت دارد و همه بزرگان و مرشدان اين دوره از آن آگاهى دارند. در كرمانشاهان تنبور در منطقه گوران و صحنه رواج دارد.

 

موسيقى«هوره» از قديمى‌ترين آوازهاى ايرانى است كه در گوران، سنجابي، قلخاني و كلهر بيش‌تر مرسوم است. به ظهور تصوب در نقاط كردنشين، اهل سنت و جماعت دراويش قادريه، «هوره» را به جذبه و حالت گريه و استغاثه به گونه‌اى خاص مى‌خواندند و به آن رنگى عرفانى دادند كه به سوز معروف است. هوره در جنگ نيز خوانده مى‌شود.سياه‌چمانه نيز انواع قديمى و باستانى موسيقى كرمانشاهان است كه بيش‌تر در پاوه و اورامانات مرسوم است. اين آواز داراى تحريرها و حالات مخصوصی است.

 

بيت‌خاني: از انواع موسيقى باستانى ايران است و ريتم مشخصى دارد و با زدن كف همراهى مى‌شود.

موسيقى: موسيقىكردى به مثابه تمرين دلاورى و رزم است كه با تفنن آميخته شده است كه معمولاً دست‌ها در هم گره مى‌خورد و گام‌ها در يك مسير حركت مى‌كنند.  سازهاى متداول در كرمانشاهان عبارتند از: تنبور، سورنا، دف، دوزله (دوني)، شمشال، نرمه‌ نى (نرمه ناي)، دهل، طاس.

 

لرستان

موسيقي لري از سرچشمه‌هاي موسيقي «رديف» و رديف‌نوازي است كه بخش مهم آن از طريق كمانچه و كمانچه نوازي محلي در موسيقي رسمي ايران (رديف) نيز تاثير گذاشته است. موسيقي محلي لرستان چندان ناشناخته نيست؛ ولي برخلاف بسياري از موسيقي‌هاي نواحي ديگر ايران، از حيث مقامات محدود است و معمولاً در «دستگاه ماهور» اجرا مي‌شود.

 

موسيقي لرستان به چهار بخش: موسيقي كار، موسيقي مراسم، موسيقي عروسي و موسيقي ترانه‌هاي روز تقسيم شده است. ترانه‌هاي لري با همه‌ پيوندي كه با ريشه‌ زبان فارسي دارند، ‌براي همه فارسي‌زبانان قابل فهم نيستند. اين موسيقي، ‌از لحاظ اجرايي، ظريف و پيچيده است. غناي كلامي فراوان دارد و مهم‌تر از همه، ‌از روحيه سلحشوري و حماسي برخوردار است. مهم‌ترين ترانه‌هايي كه در استان لرستان خوانده مي‌شود عبارتند از: «شه‌نومه خواني» (شاهنامه‌خواني) كه جزو موسيقي حماسي است و سخاوتمندي و سلحشوري را همراه با تاريخ پردرد بيان مي‌كند و معمولاً در «چهارگاه» اجرا مي‌شود. «بزميري» كه بيش‌تر براي تلف شدن حيوانات اهلي خوانده مي‌شود.

 

هالوه گنِم خرِم، دوره دوره، ‌كشكله شيرازي خرم‌آبادي كه قصه‌ عشق و عاشقي و مهر و دوستي ساده روستايي است كه در هر منطقه به فراخور حال خود تا حدودي تغييراتي در آن داده‌‌اند. علي دوستي يا علي سونه در اصل اسم شخص بوده كه بعدها به نام همان فرد معروف شده است. كشكله شيرازي گرمسيري، كوكلاشيري جو، ‌كوش طلا كه بيش‌تر همسرايي زنان و مردان در غم از دست دادن يكي از نزديكان است.

 

بميرم، ميوله سيت بيارم، شيرين و خسرو و دايه‌ دايه كه قصه مبارزه‌ها و جنگ‌آوري‌ها و رشادت‌ها است كه زبانزد همگان شده است. ميري، ‌قدم‌خير،‌اي اي وي وي، ضرب سنگين سماع، ضرب سه‌پا و ضرب دوپا كه براي مراسم رقص و عروسي است. سازهاي محلي لرستان عبارتند از: كمانچه، ‌ني، سرنا، دهل، تنبك، دوزله و يك نوع ساز كه مخصوص مراسم مذهبي فرقه اهل حق است و نام محلي آن «تميره» است.

 

ترانه‌ها و رقص‌هاي لري بيش‌تر جنبه حماسي دارند و ترانه‌هايي كه جنبه تغزلي دارند، ‌كمتر متداول و معمول‌اند. رقص‌هاي بومي لري نيز متنوع‌اند و به صورت گروهي اجرا مي‌شوند. برخي از اين رقص‌ها با آهنگ ملايم و برخي ديگر با آهنگ تند انجام مي‌گيرند. در لرستان، ‌هنگام شادي و عروسي رقص‌هاي گروهي انجام مي‌گيرند. معمولاً چند تن از مردان كه هر يك چوب‌هايي به دست دارند، ‌حركاتي موزون و هماهنگ را با هم انجام مي‌دهند و زنان هم جدا از مردان، ‌با در دست داشتن دستمال‌هاي رنگي و جنباندن موزن آنها در بالاي سرشان به صورت دايره‌وار، مي‌رقصند.


مانا كياني

 نوشتـه شـده در  جمعه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 22:39  توسط: Saeedgolkouhiܓ✿  | 

پیدایش موسیقی در ملل

پیدایش موسیقی در ملل

هر ملتی به نحوی خاص داستان این احسان و بخشش را ضمن افسانه ها و قصه ها بیان داشته‌است . می‌توان گفت که تمام ملل و اقوام مختلف از این قبیل قصص برای خود ساخته و آنها را در طول هزاران سال سینه به سینه به یکدیگر نقل کرده‌اند .

یونان


یونانی ها هر مس را به شکرانه بخشیدن موسیقی ستایش می‌کردند . اما هرمس خدای بازرگانی و بازرگانان بود و به نظر ما بعید می‌آید که بتواند با موسیقی سر و کاری داشته باشد . ولی از نظر دور نباید داشت که او در عین حال پیک و قاصد خدایان دیگر نیز بود .
قطعا هنگامی که او ضمن گردش و سیاحت در ساحل دریای مدیترانه رشته روده‌ای را که از برادرش آپولون به سرقت برده بود را بر روی کاسهٔ لاک پشتی استوار کرد از جانب ابومنش یعنی زئوس و محبوبه اش مایا ماموریتی به عهده داشته‌است و به این ترتیب است که اولین ساز یعنی لیر بوجود آمد.

چین 


چینی ها خیلی پیش از این با موسیقی آشنایی داشتند . چهار هزار و پانصد سال پیش از این پادشاه مقتدری به نام هائونک تی فرمان داد تا موسیقی را اختراع کنند و چهچهه مرغان و زمزمه جویباران را سر مشق دانایان و خردمندان کشور خویش قرار داد .

ژاپن

در ژاپن روزی و روزگاری الهه خورشید قهر کرد  و به پناهگاه خود خزید، مردم هر چه عقلشان را روی هم ریختند جز این حیله‌ای بخاطرشان نرسید که با سرودن الحان متوالی و پیوسته، او را به بیرون آمدن تشویق کنند، حتی امروز نیز در ژاپن به هنگام وقوع کسوف، مردم به خواندن آوازهای فوق العاده قدیمی متوسل می‌شوند .

ایران 


....

آمریکای شمالی 


یکی از قبایل آمریکای شمالی معتقدند که موسیقی از جانب یکی از خدایان بنام تسکانی- پوکا مرحمت شده‌است و چنین می‌پندارند که او پلی از لاک پشت ها و نهنگ ها ساخته‌است که در موقع آواز خواندن و نوازندگی با استفاده از آن خورشید صعود می‌کند.

حبشه 


حبشی ها نیز خدائی دارند بصورت کبوتر و از نظر آنها این خداوند خواندن و نوشتن را به آنها آموخته و موسیقی را به آنان ارزانی داشته‌است . 
در عرب نخستين آواز را به جبل فرزند قين (قابيل) نسبت مى‌دهند که در مرگ‌ هابيل خوانده است. يا عبدالقادر مراغى مى‌گويد: ”چون به امر خالق جيحون، روح در بدن آدم (ع) درآمد نبض او در حرکت آمد و صورت خود لازمهٔ انسان است.“

ژرمنی 


در افسانه‌های ژرمنی هایمدال قاپچی آسمانها, شیپور غول آسایی دارد که آن را زیر شجره الحیات دفن کرده‌است و هرگاه آن را به صدا در آورد روز قیامت آغاز خواهد شد و او در آن روز همه خوانندگان و موسیقیدانان را در پناه خود خواهد گرفت و چون خود او نیز موسیقیدان و آواز خوان بوده‌است برای آنان شفاعت خواهد کرد.
بدین نحو تمام ملل قدیم تاریخ و داستان، پدید آمدن موسیقی را با قصه‌ها و افسانه‌ها در آمیخنه‌اند حتی در قرون وسطی نیز چنین می‌پنداشتند که موسیقی را یوبال پسر کاین اختراع کرده‌است .

ماداگاسکار 


از طرف دیگر به آن دلیل که موسیقی را عطیه خدایان می‌پنداشتند، آنرا وسیله نزدیک شدن به خدا یان و نیروهای ماوراءالطبیعه قرار دادند . با توسل به آن از طرفی چشم زخم و ارواح خبیثه را از خود می‌راندند، مرگ و بیماری را طرد می‌کردند و از انقلابات جوی و حریق احتزار می‌نمودند، و از طرف دیگر برای جلب عطوفت خدایان، نزول باران و برکت و باروری مزارع خویش دعا می‌کردند . یکی از مبلغین مذهبی به نام سبیره، صحنه‌ای از مداوای بوسیله موسیقی را که خود در ماداگاسکار ناظر و شاهد آن بوده‌است بدین شرح می‌دهد :
«روزی دوباره مراسم رقص برگزار می‌شد به طرز مخصوص جوال خانه را به صحن حیاط آورده در کنار یک سکه نقره‌ای توی هاونی چوبی گذاردند وروی هاون حصیری پهن کرده بیمارانی را که به طرز شگفت آوری بزک کرده بودند روی آن نشاندند، بعد طبل ها و گیتار های بومی و فلوت ها را به صدا در آوردند .تمام ساکنین ده گرداگرد بیمار حلقه زده در حین آنکه زنان و دختران آوازی یکنواخت می‌خواندند مردان و کودکان پیوسته دست می‌زدند، در این موقع زنی که برای این موقع خاص برگزیده شده بود و از خاندان سرشناسی به نظر می‌آمد برخاست و برقص آغاز کرد .در همین احوال زنی که پشت سر بیماران پنهان شده با بیلی که در دست داشت به شدت بر صفحهٔ فلزی لبه تیزی که از طناب کهنه‌ای آویخته بود، ضربه می‌زد بدینطریق پهلوی گوش بیماران سر و صدای کر کنندهٔ وحشتناکی پدید می‌آمد . آنان گمان می‌داشتند بدین نحو می‌توانند روح خبیث را از بدن بیمارخارج کرده به جان یکی از رقص کنندگان بیندازند .
در جمیع این احوال که هر آن صدای طبل‌ها فزونی می‌گرفت، دست‌های بیشتری کوفته می‌شد و حنجره‌های تازه‌ای در آواز شرکت می‌کردند . هر دو بیمار با وجود آنکه صدای گوش خراش چندش آوری برخاسته بود همچنان ساکت و بی حرکت بر جای خود نشسته بودند .ناگهان با حال تعجبی که به من دست داده بود دیدم هر دو بیمار از جای خود برخاسته و در حلقه نوازندگان به رقص پرداختند .»
نیروی محسور کننده اصوات تا بروز گارما نیز بر جای مانده و هنوز هم که هنوز است مردمی که در مراحل پائین تمدن هستند در بهار برای باوری مزارع و گاوهای خود با خواندن سرودها، دعا می‌کنند. آویختن زنگوله به گردن گاوهایی که به چرا می‌روند نیز به همین دلیل است .
در قرن اخیر نیز هنگامی که کاتولیک ها در کلیسا به عبادت مشغولند و صدای دلنواز ارگ طنین می‌افکند دستخوش جذبه وشور می‌گردند .
آنچه در فوق گذشت تاریخچه‌ای بود از عقاید و افسانه‌های ملل قدیمی یا قبایلی که در مراحل پائین تمدن زندگی می‌کنند ولی باید متذکر بود که ما مردمی که در عهد سیادت علوم طبیعی زندگی می‌کنیم به هیچ وجه به افسانه‌های کهن به دیده تحقیر نمی‌نگریم بلکه می‌کوشیم زیبائی و حکمتی را که در این قصه‌ها نهفته‌است به بهترین وجه دریابیم .

رقص و شعر و موسيقى با بشر بوجود آمد


انسان در ميان اصوات و نواهاى طبيعت به دنيا آمده است و مبانى موسيقى را از طبعيت آموخته. در مسير تمدن خويش، انسان به اصوات تازه‌اى پى برد و به‌تدريج متوجه شد که صداهاى منظم مى‌توانند بر فعاليت او تأثير مثبت داشته باشند. در واقع هنر با درک زيبايى از طبيعت و با تقليد آهنگ‌هاى طبيعى و انعکاس اين آثار به‌وجود آمده است. انسان براى پرستش خدايان و غلبه بر ترس، آوازهايى مى‌خواند که به‌تدريج به‌شکل سرودهاى مذهبى و دسته‌جمعى براى عبادت درآمد.

رقص و شعر و موسيقى با بشر بوجود آمد و انسان را از بدو حضور در اين جهان داراى احساسات و عواطف بود و حالاتى نظير بيم و غم و شادى و نفرت و ساير کيفيات درونى را تجربه مى‌کرد. اين عواطف و احساسات که هميشه با بشر همراه بوده‌اند، مى‌بايست به‌گونه‌اى جلوه‌گر شوند؛ بنابراين به‌وسيلهٔ صدا، حرکات و کلمات آشکار شدند که نمودار آن آواز و رقص و شعر بوده است.

از وقتى که بشر توانست حالات درونى خود را به‌وسيله صدا نمايش دهد و با کمک صداهاى منظم طبيعت وزن را به‌دست آورد، موسيقى بوجود آمد. جهان پر از اصوات مختلف است و بر پايه توازن و نظم استوار شده است.

از مجموع اين داستان‌ها به اين نتيجه مى‌رسيم که موسيقى همزاد بشر است و وطن خاکى ندارد. به همين ترتيب همه ملل و اقوام قديم، تاريخ پيدايش موسيقى را با افسانه و قصد درهم آميخته‌اند. از آنجا که هر چيز موزون موردپسند طبع بشر بوده است و آواز و رقص و شعر نيز موزون هستند، از همان دوران قديم به شکل آداب و رسوم زندگى ملل مختلف قرار گرفته است. ابتدا اين آداب و رسوم شکل جادويى داشت؛ سپس با تشريفات مذهبى همراه شد و به‌تدريج از آن جدا گرديدند و استقلال يافتند و با تأثير عوامل طبيعي، جغرافيايي، مذهب، زبان، شيوهٔ زندگي، عادات و ... با يکديگر اختلاف پيدا کردند.

کارل اشتومف استاد فلسفه دانشگاه برلين تاريخ شروع موسيقى را از زمانى مى‌‌داند که مردم براى ارتباط با هم متوسل به اصوات شدند.

با وسعت دايرهٔ تمدن، رقص و شعر و آواز نيز دستخوش تغيير و تحول شد و تحت شرايط و قوانين درآمد و به‌تدريج از سادگى و روحانيت آن کاسته شد. آنها از يکديگر تفکيک شدند و تابع قوانين و شرايط شده و هر يک تبديل به رشته و فنى جداگانه گشتند. از نظر علمي، يونان پايه و اساس موسيقى غربى و ايران اساس موسيقى شرقى را بنا نهاد.

بهرحال هنوز تاريخ دقيق پيدايش موسيقى به‌طور يقين و قطعى معلوم نيست. با تمام فرضيات و تئورى‌هاى موجود در اين مورد، دقيقاً مشخص نيست که کداميک داراى قطعيت مى‌باشند.

 نوشتـه شـده در  دوشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۰ساعت 15:36  توسط: Saeedgolkouhiܓ✿  |